أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
27
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
ما اين باران را « 1 » بگردانيديم در ميان ايشان و قسمت كرديم بر ايشان در شهرهاى مختلف و بيابانهاى متفاوت و اوقات متفرّق ، هر جاى بر حسب مصلحت و بر وفق حكمت ؛ بعضى را بيشتر و بعضى را كمتر ، بعضى را سالى باران دهيم و سالى ندهيم . و گفتند : مراد آنست كه ما اين باران بانواع كرديم « 2 » بعضى بزرگ قطره « 3 » و بعضى خرد قطره « 4 » ، بعضى ودق « 5 » و بعضى طلّ « 6 » ، و بهرى و سمىّ « 7 » و بهرى ولى « 8 » ، بعضى طشّ « 9 » و بعضى رذاذ « 10 » » . و گفتند كه : اين تصريف راجع است با باد ؛ يك بار باد شمال ، و يك بار باد جنوب ،
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « و بدرستيكه ما اين باران را » . ( 2 ) - نصّ عبارت أبو الفتوح ( ره ) اين است ( ج 4 چاپ اوّل ؛ ص 87 ؛ س 19 ) : « و گفتند : مراد آنست كه اين باران انواع كرديم بهرى و ابل و بهرى رهام و بهرى و دق و بهرى طلّ و بهرى و سمّى و بهرى ولى و بهرى طنّ و بهرى برد و بعضى دگر گفتند كه : اين تصريف راجع است با ريح تارة شمال و تارة جنوب و تارة صباء و تارة دبور » . ( 3 ) - « بزرگ قطره » ترجمهء فارسى « و ابل » است كه در عبارت تفسير ابو الفتوح ( ره ) به نظر ميرسد در منتهى الارب گفته : « و بل و وابل باران بزرگ قطره » . ( 4 ) - « خرد قطره » ترجمهء « رهام » است كه در عبارت تفسير ابو الفتوح ( ره ) ملاحظه مىشود ؛ در منتهى الارب گفته : « رهمه بالكسر باران نرم پيوسته رهم كعنب و رهام كجبال جمع » . ( 5 ) - در منتهى الارب گفته : « ودق بالفتح باران يا باران شديد ؛ و يقال : الودق ما يخرج من خلال المطر كأنّه غبار » . ( 6 ) - در منتهى الارب گفته : « طلّ بالفتح باران ريزه يا سبكترين و ضعيفترين باران ؛ يا نمىيا فوق از نم و كم از باران طلال بالكسر و طلل كعنب جمع » . ( 7 ) - در منتهى الارب گفته : « و سمىّ بالفتح و شدّ الياء باران نخستين بهار ؛ سمّى به لأنّه يسم الارض بالنبات » . ( 8 ) - در منتهى الارب گفته : « ولى بالفتح نزديكى و باران بعد باران و سمّى » . ( 9 ) - در منتهى الارب گفته : « طشّ بالفتح باران ريزهء ازرذاد ؛ طشيش كأمير مثله » . ( 10 ) در منتهى الارب گفته : « رذاذ كسحاب باران نرم ريزه و هو فوق القطقط يا باران پيوستهء ريزه كه بغبار ماند » و در « ق ط ط » گفته : « قطقط كزبرج ريزهترين باران يا باران پيوستهء بزرگ قطرهء پياپى بارنده يا تگرگ يا تگرگ ريزه » .